شما هنوز به سیستم وارد نشده اید. - ورود به سامانه
نمایش تاریخچه

تشریح عملکرد بین حوزه ای BPM

در پست های قبلی به موضوعات مختلفی درباره BPM از جمله تعریف، چرخه حیات، استانداردها، مزایا و... اشاره شد. اکنون نگاهی به عملکرد بین حوزه ای BPM در سازمان داریم.

به طور کلی BPM عملی در عرض سازمان به شمار می رود.

به عنوان مثال، یک شرکت تولید و فروش محصول را در نظر بگیرید.

این شرکت یک فرآیند سفارش دارد که طی آن، مشتری سفارش خود را ارائه می کند.

این امر، به کلید خوردن مراحل گوناگون در واحدهای سازمانی به منظور پاسخگویی به این سفارش منجر می شود.

این مراحل را می توان به این صورت در نظر گرفت:

1. دریافت و ورود سفارش (واحد خدمات مشتریان)،
2. انتخاب و اولویت بندی سفارش (واحد بازاریابی)،
3. زمان بندی تولید محصول (واحد عملیات)،
4. تامین، شامل تولید، مونتاژ، تست و تحویل (واحد عملیات)،
5. صدور صورتحساب (واحد حسابداری)،
6. مرجوع زدن و شکایات (واحد فروش) و
7. خدمات پس از فروش (واحد خدمات مشتریان).

تقریباً تمام سازمان ها به صورت سلسله مراتبی سازمان یافته اند.

هر واحد سازمانی نقش کوچکی در فرآیند بازی می کند ولی هیچ واحدی – نمی تواند و نباید – از ابتدا تا انتهای فرآیند را به طور کامل سرپرستی کند.

برای اطمینان از کارآمدی فرآیند، باید مسئولیت کلی فرآیند از ابتدا تا انتها به شخص واحدی سپرده شود.

چنین فردی ناظر فرآیند است که باید در جایگاهی بالاتر از حد و مرزهای سازمانی از پیش تعیین شده قرار بگیرد تا ضمانت دهد که فرآیند، نتایج مطلوب را تولید کرده و اهداف نهایی را تامین می نماید.

وظیفه مدیریت ارشد، ایجاد چنین هماهنگی است.

اگر همکاری در سطح مدیریت ارشد کم باشد، عدم همکاری در سطوح پایینی سازمان بیشتر خواهد بود.

اینجاست که مدیریت فرآیند کسب و کار یا همان BPM به خوبی می تواند عرض اندام کند، زیرا همانطور که در قسمت های پیشین گفته شد BPM «مجموعه فرایندهایی است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا کارآیی کسب و کارشان را بهبود بخشند.»

زیرا هر چند «شناسایی فرایندهای کسب و کار نسبتاً ساده است اما مشخص نمودن بخش‌های مختلف کسب و کار و یافتن صاحبان فرایندها، دشوار می‌باشد.»

این نکته نیز حائز اهمیت است که شناخت و درک فرآیندهای سازمان – به خصوص فرآیندهای بحرانی – برای مدیران ارشد سازمان (قبل از این که آنها را مدیریت کنند) ضروری است.

اگر مدیران ارشد ندانند که در سطوح پایینی فرآیند چه می گذرد، گسیختگی پیش می آید.

این در حالی است که در بخش «مزایای استفاده از BPM» گفته شد که با پیاده سازی BPM، شرکت ها قادرند فرآیندهای کسب و کار سازمان خود را هماهنگ کرده و ارتقاء بخشند.

بنابراین BPM می تواند به عنوان یک دستیار هوشمند، سریع و قابل اتکا به کمک مدیران بشتابد.